بازآفرینی داستانهای کهنه با نگاهی نو

باورپذیری داستان برای نسل معاصر وقتی داستان معروف شنگول و منگول را برای پسر سه ساله‌ام تعریف کردم، سوالاتی پرسید که جواب دادنشان کار راحتی نبود. سوالهایی مانند : « چرا مادر، بچه‌ها را در خانه تنها گذاشت؟ پدرشان کجا بود؟ چرا پدرشان از بچه‌ها مراقبت نکرد؟ چرا از آیفون صورت گرگ را ندیدند؟ چرا […]

باورپذیری داستان برای نسل معاصر

وقتی داستان معروف شنگول و منگول را برای پسر سه ساله‌ام تعریف کردم، سوالاتی پرسید که جواب دادنشان کار راحتی نبود. سوالهایی مانند : « چرا مادر، بچه‌ها را در خانه تنها گذاشت؟ پدرشان کجا بود؟ چرا پدرشان از بچه‌ها مراقبت نکرد؟ چرا از آیفون صورت گرگ را ندیدند؟ چرا به حرف حبه‌ی انگور توجه نکردند؟چطور میشه شکم گرگ را باز کرد و بره‌ها سالم بیرون بیایند؟»

تصور بچه‌ها از داستانهایی که می‌شنوند کاملا عینی است و آنها با همزادپنداری جزئیات را به ذهن می‌سپارند.کودکان امروز ذهن منطقی دارند که کاملا به صورت صفر و یک تعریف می‌شود .آنها همه چیز را از نگاه خود می‌بینند و برای هر چیز غیرمتعارفی به دنبال دلیل قانع کننده می‌گردند.

من هر پاسخی که به ذهنم رسید گفتم اما پسرم قانع نشد.بنابراین ازش پرسیدم که اگر او بجای بره‌ها بود چگونه عمل می‌کرد ؟

تصوراتش از در معرض خطر قرار گرفتن، بسیار انسانی و با نگاه به امکانات امروز بود. کمک گرفتن از پلیس یا قایم شدن در مخفیگاه یا گوش دادن به حرف حبه‌ی انگور و راه حل‌های مختلف دیگر پاسخ‌های او به بازآفرینی داستان شنگول و منگول بود .

 

 

 

بازآفرینی داستان چیست؟

بازآفرینی در لغت یعنی دوباره آفریدن چیزی. بازآفرینی یکی از انواع نوشتن است که از متون کهن الهام می‌گیرد و دوباره  توسط نویسنده خلق می‌گردد .

نکته‌ی قابل توجه این است که باز آفريني،  شعر يا نثر كهن را با دخل و تصرف در محتوا به نثر امروزی تبدیل می‌کند و اثری مستقل و جدید می‌آفریند كه با اصل متن متفاوت است.

تفاوت بازآفرینی با بازنویسی

اغلب از بازنویسی به جای بازآفرینی استفاده می‌شود . اما این دو اصطلاح کاملا نسبت به هم متفاوت هستند .

بازنویسی یعنی دوباره نوشتن یک متن، متناسب با زمان و شرایط و با حفظ ویژگی‌های کلی متن بدون کوچکترین دخل و تصرف اساسی در آن. در بازنویسی مفهوم و محتوا به شکل اصلی خود باقی می‌ماند .

اما آن چه بدان توجه شود این است که در بازنويسي، مقصود تنها ساده کردن متن است و تغيير فقط در محدوده زباني انجام مي‌گيرد و بازنويس، متن اصلي را تمام و کمال حفظ مي‌کند بدون آنکه چيزي به آن بيفزايد يا از آن بکاهد.

در واقع در بازنویسی مضمون متن حفظ می‌شود اما در بازآفرینی مفهوم اصلی متن دگرگون می‌شود .

 

اهمیت بازآفرینی

ادبیات و آثار کهن ، ریشه‌های یک ملت هستند . ما براي زنده ماندن فرهنگ و ادبيات كهن و غني خود نيازمند بازآفريني و احياي صفات در قالب مدرن و امروزي هستيم.

اما درک زبان و مفاهیم بکار رفته در آنها در دنیای مدرن امروز بسیار سخت و گاهی ناممکن می‌شود. بنابراین برای اجتناب از مهجوریت آنها باید نویسنده‌ها به بازآفرینی متون کهن بپردازند.

به گفته‌ی محمدرضا يوسفي، داستان‌نويس كودكان : «بازآفريني شناختن تك تك اسطوره‌هاي ادبيات كهن و بازآفريني آنان در دنياي مدرن است. بايد تمام نشانه و رمزهاي داستان‌هاي ادبي ما كشف و در اسطوره‌شناسي مدرن تجزيه وتحليل شده و در دنياي مدرن بازتعريف شود .»

بازآفريني كاري سخت و پيچيده است اما بايد تمام انرژي خود را صرف بازآفريني متون كهن كنيم.

اهداف کلی بازنویسی و بازآفرینی :

۱٫ ایجاد رابطه کودک و نوجوان با محیط تاریخی و فرهنگیش در تمامی ابعاد، به گونه‌ای که بتواند بین فرهنگ دیرین خود و فرهنگ امروزی پیوند برقرار نماید. 

۲٫تلطیف ذوق ادبی کودکان و نوجوانان و بالا بردن درک کلی آنها از تمامی جنبه‌های فرهنگی دینی، اخلاقی، تاریخی و علوم و فنون از گذشته تاکنون .

۳٫برانگیختن اشتیاق کودکان و نوجوان به مطالعه با استفاده از متون جذاب.

۴٫تقویت توان نوشتاری مخاطبان به گونه ای که بتوانند آثار و متون کهن فارسی را به زبان فارسی امروزی باز نویسند.

۵٫دست یافتن به اطلاعات عمومی و پایه‌ای که می‌تواند زیر بنای تخصص‌های علمی، فرهنگی و ادبی آینده آنها قرار گیرد .

۶٫آشنا کردن کودکان با تجارب مختلف زندگی برای رویارویی با مسائل آتی .

۷٫استفاده از جنبه‌های اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی متون کهن در راستای اهداف ادبیات کودکان

 

        بیشتر بدانیم :    بازآفرینی محتوا به قلم فاطمه عافیت

 

قوانین انجام بازآفرینی چیست ؟

 

  1. در بازآفريني، نويسنده از موضوع اصلي حکايت‌ها و روايت‌هاي کهن الهام مي‌گيرد و موضوعي جديد با هويتي مستقل مي‌آفريند. به اين معني که عمده ترين کار در روش بازآفريني، تغيير دادن موضوع و محتواي اثر مبدا و درهم ريختن چارچوب آن و ايجاد چارچوبي تازه است. به طوري که در بازآفريني چهره‌هاي اسطوره‌اي و قهرمانان افسانه‌اي و حکايت‌هاي تاريخي و نظير آن، تغييراتي صورت مي‌گيرد که با خواندن اثر مقصد، اثر مبدا در ذهن خواننده تداعي مي‌شود.
  2. برعکس باز نویسی در بازآفريني ، بازآفرين مجاز است از موضوع کهن الهام بگيرد و هرگونه تغييري در موضوع، شخصیت هاو…. ايجاد کند. مي‌تواند شخصيت ها را تغيير دهد از مثبت به منفي و به عکس برگرداند. هرگونه انديشه فلسفي اجتماعي و هر نوع ديدگاهي را به موضوع مورد نظر خود وارد کند اما، با همه تغييرات و دگرگوني‌هايي که در اثر پيشين ايجاد مي‌کند يک نوع رگه و نشانه هايي از اثر گذشته در اثر جديد قابل درک و مشاهده باشد به گونه‌اي که با آن نشانه ياد و خاطره اثر مبدأ در ذهن مخاطب زنده شود. و اين تنها موردي است که يک اثر بازآفرين شده را از يک اثر تآلیفی خلاقانه و آفرينش مستقيم و بي‌واسطه جدا مي سازد.
  3. در باز آفرینی مثل بازنویسی« بازآفرین» می‌بایست اصول کلی نگارش زبان و ادب فارسی و اصول مهم ساده‌نویسی برای کودکان و نوجوانان و سایر تکنیک‌های نویسندگی را که در بخش اصول و قواعد بازنویسی ذکر شده است را رعایت نماید . 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز