سوده فتحی

دلیل نوشتن برای هر کس منحصربفرد است. نوشتن برای من یعنی برون ریزی درونیاتیست که گاه همچون شهدِ معطر ،شیرین و دلپذیرند و گاه چنان تلخ می شوند که باید خوراک زباله های نه شب شوند و به دست رفتگر مهربان به سفر بی بازگشت فرستاده شوند. نوشتن یعنی رویارویی «من» با «خود». تقابلی که در زمان سوار شدن «من» بر قطار تکبر پیش می آید . «من» مغرورانه آنچنان با سر و صدای گوشخراشی می تازد که مرهمی جز نوشتن برای تنهایی اش نیست . برای «من» مینویسم تا بذر مهر و آگاهی را در برهوت سیری ناپذیرش بکارم.

پربازدید ترین ها

جدیدترین ها

برشی از یک زندگی

پرسشهایی برای زندگی

مارسل پروست در نوجوانی و جوانی در قالب بازی به پرسش‌هایی پاسخ داد که این بازی را جاودانه کرد. سوالاتی مانند:«ارزشمندترین خصوصیت دوستانتان چیست؟ و

بیشتر »
یادداشت

حرف زدن یا عمل کردن

چندین سال پیش، آن روزهایی که هنوز آدمها با خیال راحت کنار هم می‌نشستند و چای نذری می‌خوردند تو استکان کمرباریک، مامانمروضه‌های نذریش را در

بیشتر »
یادداشت

یک وجود؛ یک تفکر

آدمها همیشه به دنبال رند کردن و ساده کردن عددها و ارقام پیرامونخود هستند. اغلب اوقات ساعتها را رند می‌کنیم و فقط اعداد٣ و ۶

بیشتر »
برشی از یک زندگی

آسانسور

سوار آسانسور که شدم، بوی عرق تن مانده از پشت ماسک به صورتم زدو با طعم پنبه لوله‌ای دندانپزشکی در گلویم نشست. دکمه پارکینگ را

بیشتر »
برشی از یک زندگی

داستان پیاز

پیاز قرمز  را برداشت و چاقو را نزدیک برد تا سرش را ببرد که گفتم:« اول یه آب بهش بزن تا خاکش بره» نگاهی به

بیشتر »
برشی از یک زندگی

کاپشن قرمز

به چند اسکناس مچاله در دستش نگاهی کرد؛ چادر قرمز شده‌اش راجمع کرد و نشست روی بلوک جلوی کارگاه. همه جا سوت و کور بود؛

بیشتر »
یادداشت

درخت انار

به درخت انار گوشه خانه مادربزرگ که نگاه میکنم، یاد خاطرات بچگی وشیطنت‌های مخصوص آن زمان میفتم. ظهرها زیر آفتاب چهل درجه اهواز ، می‌رفتیم

بیشتر »
خرده خاطره

همکاری به صورت غیرحضوری

وارد اتاق که شد، بوی بامجان سرخ شده و قورمه و سالاد شیرازیهمراهش به اتاق هجوم آورد. لکه‌ای بالای جیب مانتوی سفیدش دیده می‌شد. سلام

بیشتر »
طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز