پشت چراغ قرمز ۴

چراغ قرمز شد… زن و مرد در حالی که با آهنگ همراهی میکردند با شوق به هم اشاره میکردند: «باد میشم میرم تو موهات          حرف میشم میرم تو گوشات.      فکر میشم میرم تو کله ات ………» با صدای تلفن، مرد همزمان که آهنگ را کم میکرد جواب داد : […]

چراغ قرمز شد…

زن و مرد در حالی که با آهنگ همراهی میکردند با شوق به هم اشاره میکردند:

«باد میشم میرم تو موهات          حرف میشم میرم تو گوشات.      فکر میشم میرم تو کله ات ………»

با صدای تلفن، مرد همزمان که آهنگ را کم میکرد جواب داد :

جانم …..سلام مادر خوبین؟ ….ممنون ….خوبه کنار منه…….نه چرا؟(مرد نگاهی به همسرش کرد و با اشاره به تلفن گفت ):حتما شارژش تموم شده ….میخوای گوشی رو بدم بهش …..نه …من کار دارم…حالا یه وقت دیگه …اره خودم بهتون خبر میدم …خداحافظ

زن به روبرو نگاه کرد و گفت :حالا داستان میشه باید تا چند وقت جواب خاموشی گوشی رو بدم

مرد نگاهی به بیرون کرد و گفت :بی خیال

-آخه خانم جان بیخیال نمیشه

-خب منم همینو میگم بهش فکر کنی یا نه ناراحت باشی یا نه خانم جان پی اش رو میگیره ‌پس بیخیال

-کاشکی جای زخمهای روی دلمم هم با بیخیالی خوب میشدن

مرد نگاه محبت آمیزی به همسرش کرد و گفت :خودم مخلص اون دل و زخمهاشو و خودت هستم تا آخر دنیا.مادرم رو به من ببخش

زن لبخند زد و در حالی که سرش رو به سمت بیرون می چرخوند ،گفت اگر این کار رو نمی کردم که دیگه الان “ما”یی نبود هزار با من و تو شده بود رفته بود پی کارش.

بعد با سرش به ماشین بغلی که صدای ضبطش خیلی بلند بود ، اشاره کرد و گفت :چطوری تو این سروصدا میتونه با موبایل حرف بزنه؟

مرد به رد اشاره همسرش نگاه کرد و زن موطلایی رو دید که در حالیکه سیگار را میان انگشتان کشیده و لاک زده اش نگه داشته بود با تلفن حرف میزد.

-شاید نمی خواد طرف بفهمه توی ماشینه

بعد هم خنده کنان صدای ضبط را بلند کرد و گفت عزیزم آهنگ خودمون رو عشقه

باد میشم میرم تو موهات …..

چراغ دوباره سبز شد …….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز