یادداشتی برای تعهد

داستان تازه‏ ام که سر دوره خواندم، استادم گفت تو با این حجم از ایدئولوژی و دغدغه که هر روز در قالب نامه برایم می‏ فرستی، چرا هیچ کدام را در داستانهایت نمی‏ آوری. در واقع تو در داستانهایت حضور نداری. همین موضوع باعث شد که کمی با خودم خلوت کنم و به دغدغه‏ هایم […]

داستان تازه‏ ام که سر دوره خواندم، استادم گفت تو با این حجم از ایدئولوژی و دغدغه که هر روز در قالب نامه برایم می‏ فرستی، چرا هیچ کدام را در داستانهایت نمی‏ آوری. در واقع تو در داستانهایت حضور نداری.

همین موضوع باعث شد که کمی با خودم خلوت کنم و به دغدغه‏ هایم فکر کنم. این خلوت مرا به کودکی‏ ها و مسیری که تا اینجا آمدم برد. انگار از تمام اتفاقات و تفکر و دغدغه های من یک رشته نخ مشترک می گذشت. نخی که همه چیز را به هم وصل می کرد.

این اتفاق سبب شد تا به فکر نوشتن یک مجموعه مکتوب باشم.

نوشتن اگر به صورت هدفمند باشد قبل از هر چیز باعث منظم شدن ذهن انسان می شود. به این ترتیب با دسته بندی مطالب و مطالعه بیشتر، قبل از هر چیز ، خود انسان آموزش می بیند و در این موضوع به خصوص مطالب ارزشمندی را یاد می گیرد.

امروز تصمیم گرفتم تا یادداشت کوچکی در این صفحه بگذارم تا متعهد به نوشتن شوم. نوشتن یک کتابچه کوچک درباره تجربه شخصی و اموزه هایم در خصوص پیدا کردن دغدغه زندگی یا بخش گمشده ذهن.

شاید این کتابچه برای افرادی که به دنبال رسالت خود هستند و یا در پی پیدا کردن دلیل حضورشان در دنیا هستند، باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز